![]() |
![]() |
|
|
قلم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد. در این بیانیه آمده است: بسم الله الرحمن الرحیم میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند. میگفتند محسن روحالامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفتهها پیش برگزار میشد. میگفتند هرچه را که به آنان میگفتند تا گفته باشند که اینها حرفهای ما نیست. منبع: قلم نیوز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 19:23 توسط کیارش |
|
|
با حسن نیت آقا حداد و رفقا در مجلس، امکان پخش برنامه زنده تلویزیونی آقای سبز برای پاسخگویی و صحبت با مردم، کلا از بین رفت. از آن طرف چاپ بیانیه و نامه و اینا، که توسط آقای میرحسین نوشته شده باشد، در روزنامهها معذوریت دارد. برای همین و به منظور شفافسازی یک چیزهایی که در تاریکی قرار دارد، ترتیب یک مصاحبه را با آقای موسوی دادیم که متن آن، عینا و واو به واو (البته قبل از حذف شدن در چاپخانه) برای درج در تاریخ منتشر میشود.
آقای مجری: بینندگان عزیز، طبق قانونی که ما پیش از شروع برنامه با آقا عزت تنظیم کردیم، علاوه بر اینکه هر حرفی که کاندیدای حاضر علیه کاندیدای غایب میزند، هر حرفی هم که این کاندیدا راجع به خودش یا علیه خودش هم بزند یا درباره هر کس دیگری حرف بزند یا اصلا حرفی نزند، به هر حال یکی، دو ساعت وقت برای کاندیدای غایب در نظر میگیریم! خب، آقای میرحسین! با بینندگان سلام و علیک کنید. میرحسین: من ضمن عرض سلام خدمت بینندگان... آقای مجری: ببینید من قبلا هم گفتم هرگونه اشاره مستقیم یا غیرمستقیم به کاندیدای غایب این حق را برای او به وجود میآورد که یک ساعت بیاید و تنهایی خودش حرف بزند. میرحسین: من از شما تعجب میکنم. من چه چیزی... اشاره مستقیمی به کاندیدای غایب کردم؟ آقای مجری: شما گفتید «خدمت بینندگان!» و همه میدانیم که هرگونه خدمت در طول تاریخ 600هزار ساله ما، فقط توسط کاندیدای غایب صورت گرفته است. میرحسین: من از شما تعجب میکنم من فقط داشتم خدمت مردم سلام... آقای مجری: ببینید آقای موسوی، شما باز هم گفتید «خدمت مردم! تا همین الان یک ساعت و 20 دقیقه ما وقت برای کاندیدای غایب در نظر گرفتیم برای دفاع از خودش. میرحسین: ما کلا پنج دقیقه است داریم حرف میزنیم، شما یک ساعت و 20 دقیقه وقت برای ایشان در نظر گرفتید؟ آقای مجری: بله. میرحسین: من همین جا خدمت... منظورم این است که من همین جا با مردم یک موضوعی را مطرح میکنم. در انتخابات باشکوه چند هفته پیش، در صندوقهای رای چیز کردند و انتخابات را به چیز کشیدند. من همین جا با شما مردم فهیم مطرح میکنم که حضور شما در خیابانها یک حماسه بزرگ بود و هست و کسانی که به شما چیز گفتند خودشان را چیز کردند. آقای مجری: آقای میرحسین اینکه شما همهاش از چیز استفاده میکنید درست نیست. چون ما متوجه منظور شما نمیشویم و نمیتوانیم از حق کاندیدای غایب پاسداری کنیم. میرحسین: شاعر میفرماید من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو. این چیزها رمز و رازی بین من و مردم است. خود مردم بلد هستند، کلماتی را که من بگویم چاپ نمیشود یا از تلویزیون پخش نمیشود را جایگزین کنند. آقای مجری: از لحاظ قانونی هم درست باشد از لحاظ ما درست نیست که شما برای مردم شعر بخوانید. ما چه گناهی کردیم که جز آماری که توسط دانشمندان جوان این مملکت در فتوشاپ درست شده است، زبان چیز دیگری را نمیفهمیم؟ به هر حال به شما اخطار میکنم که دیگر از شعر استفاده نکنید. میرحسین: به هر حال شما هم آدم چیزی هستید. این را مردم هم میدانند. در تمام این روزها با انتشار گزارشهایتان در چشم مردم زل زدید و چیز گفتید. به مردم چیز گفتید. در حالی که خودتان از چیزی که به مردم گفتید چیزترید. مردم ما با حضور میلیونیشان و با سکوتشان ثابت کردند... آقای مجری: شما دیگر دارید مرا عصبانی میکنید. ما به خاطر این کار شما یک برنامه 24 ساعته زنده برای کاندیدای غایب درنظر میگیریم. از طرفی شما میگویید مردم با حضور میلیونیشان... باید یادآوری کنم طبق گزارشهایی که از 20:30 پخش شده و دور کله مردم هم خط کشیده شده است، آن اراذل و اوباش نه تنها سه میلیون نفر نبودند که کلا هزار نفر بودند که آقای فرمانده گفت همهشان را هم دستگیر کردهاند. میرحسین: شما میگویید هزار نفر اراذل و اوباش؟ اما من همین جا مطرح میکنم که در راهپیماییها بودم و جمع میلیونی مردم را از نزدیک دیدم. آقای مجری: فکر میکنید مردم حرف شما را باور میکنند یا حرف راستگوترین راستگویان، صادقترین صادقان، بیطرفترین بیطرفان، صداوسیمای آقا عزت اینها را، که به صورت 24 ساعته و شبانهروزی مشغول معرفی خس و خاشاکی است که به خیابانها میآیند. میرحسین: من همینجا مطرح میکنم خسوخاشاک چیز است. دشمن این خاک چیز است. آقای مجری: چیز است، چیز است... یعنی چی چیز است؟ شما دارید غیرمستقیم حق کاندیدای غایب را از بین میبرید. میرحسین: بنده نه کانال تلویزیونی دارم، نه روزنامه دارم، نه امکان استفاده از هواپیما و هلیکوپتر دارم، سایتهای اینترنتی هم که فیلتر شده... مردم خودشان دیدند تنها ابزاری که برای بنده و آقا مهدی مانده تا با مردم حرف بزنیم، یک بلندگوی دستی است که نمکیها از آن استفاده میکنند. همین مانده که بلندگوهای دستی را هم از بازار جمع کنند. من همین جا مطرح میکنم که مردم شرایط و تفاوتها را درک میکنند... آقای مجری: ببینید، شما نمیتوانید به جای مردم حرف بزنید. این حق فقط برای کاندیدای غایب لحاظ شده است که به جای ضمیر من از واژه مردم استفاده کند. به هر حال حدود چهار سال و یک ساعت، وقت اضافه برای کاندیدای غایب در نظر گرفته میشود تا از خودش دفاع کند. همین الان توی گوشی به من میگویند از این به بعد برای استفاده از تریبون تاثیرگذاری مثل بلندگوی دستی هم، باید درخواست مجوز کنید. حالا دیگر صحبتهای پایانیتان را به عنوان خداحافظی بگویید. میرحسین: من همین جا مطرح میکنم مردم میدانند که چیز بزرگی شده... آقای مجری: نه دیگر، آقا لطفا میکروفن این آقا را قطع کنید... ممنونم عزت جان. اما شما، مشخص است شما از کجاها پول گرفتهاید. مردم آگاه ما میدانند که «چیزیک واژه بیگانه به معنی پنیر است. و شما با این همه استفاده از واژههای بیگانه به رابطه خودتان با صهیونیسم اشاره میکنید. جزئیات این رابطه را هم اگر نمیدانید، فردا شب میتوانید در 20:30 ببینید. به اطلاع مردم آگاه میرسانم که حق به هر حال با کاندیدای غایب است. تا برنامه دیگر خداحافظ. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 18:36 توسط کیارش |
|
کاریکاتوری از نیک اهنگ کوثر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 18:27 توسط کیارش |
|
|
این معرکه ای که راه انداخته اند نمی تواند سابقه وتجربه پاک چنین افرادی رادر نزد مردم تحت تاثیر قرار دهد. اعتراف گیری یک تو دهنی به کل نظام است وهیچ کس بیشتر از نظام صدمه نمی خورد چرا که این افراد متعلق به نظام هستند وکارنامه سنگینی در خدمت به کشورشان دارند."
فهیمه موسوی نژاد گفت چیزی که با پخش این اعترافات می توان فهمید این است که تنها چیزی که در میان برخی دست اندرکاران وجود ندارد اخلاق و وجدان است. وی تصریح کرد: "این معرکه ای که راه انداخته اند نمی تواند سابقه وتجربه پاک چنین افرادی رادر نزد مردم تحت تاثیر قرار دهد. اعتراف گیری یک تو دهنی به کل نظام است وهیچ کس بیشتر از نظام صدمه نمی خورد چرا که این افراد متعلق به نظام هستند وکارنامه سنگینی در خدمت به کشورشان دارند." |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 13:31 توسط کیارش |
|
|
شما دوستداشتنیترین دروغگوهای دنیا هستید! شما را دوست دارم به خاطر همهی وجودتان. شما را دوست دارم هرچه گفتی به گوش ما خوش آمد. شاید فکر کنید ندیده و نشنیده از حرفهایتان دفاع میکنم. نه! البته چون من فقط چشمان شما را دیدم. ولی هرچه بود ر آن چشمها بود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 13:29 توسط کیارش |
|
آه که چقدر نگاهت آزارم میدهد. که التماس میکند. که تو آنجا بی دفاع و من زیر باد کولر ، هیچ کاری نمیتوانم بکنم جز نوشتن ، تا شاید کمی ، فقط کمی با شما هم درد شوم. جایی خواندم از پیامبر ، که یکی از یارانش آمد و گفت مجبور شدم علیه تو صحبت کنم . مجبورم کردند چون جانم در خطر بود. پیامبر فرمود اگر باز هم پیش آمد از من بد بگو ! آری برادر! هرچه میخواهند برایشان بگو. خودشان جرأت حرف زدن ندارند ، تو خیال پردازیشان را بگو. آسوده بخواب . همه میدانند که تو چه کرده ای و آنها چه کرده اند و میکنند. آری ، همه میبینند ، همه میدانند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 12:59 توسط کیارش |
|
|
روز اخر
لحظه اخر دستمو گذاشتم رو صورتت... که حست کنم.که مطمئن بشم از بودنت. داشتم میمردم. داشتم خفه میشدم. بغض گلومو گرفته بود.خیلی زور زدم گریه نکنم. موفق هم شدم. وقتی خداحافظی کردی و رفتی داشتم تو دلم التماست میکردم که برگردی.فقط یه لحظه.که دوباره دستم صورتتو لمس کنه. ولی برنگشتی. از قدیم گفتن خودکرده را تدبیر نیست. راست گفتن. هیچ اعتراضی نمیتونم بکنم. باید خفه خون بگیرم و این دوری طولانی رو تحمل کنم.تقصیر خودمه.چیزی نمیتونم بگم....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم مرداد 1388ساعت 17:39 توسط کیارش |
|
|
میدونم یه وقتایی دلت برام تنگ میشه
تو خیابونو نگاه میکنی از پشت شیشه اون که از پشت درختا میگذره شاید منم که دارم تنهایی با یاد تو پرسه میزنم.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 19:41 توسط کیارش |
|
|
تاریخ پرچم ایران و مفهوم سه رنگ پرچم در افکار عمومی ایران نماد شیر و خورشید بدون هیچ دلیل روشن و قابل قبولی ، به نماد حکومت شاهنشاهی تبدیل شده است.
تا زمانی که مسلمان ها ایران را گرفتند این پرچم ایران بود ولی مسلمان ها اجازه طرح پردازی را بر روی پرچم ندادند و ایران عملا بدون پرچم شد. پرچم سیاه جامگان و سرخ جامگان فقط یک رنگ داشت که هر چند پرچم الان لیبی هم فقط یک رنگ دارد ولی قبول کنید این دیگر اسمش پرچم نیست. برای همین سلطان محمود که به پادشاهی رسید توی پرچم سیاه سیاه جامگان که طرح ذوق ابومسلم بود یک ماه طلا دوزی کنند. پسرش مسعود که آمد از این سوسول بازی ها خوشش نیامد و دید ماه خیلی رمانتیک است و به دردش نمی خورد رفت سراغ علاقه اصلیش. شکار شیر! سلطان مسعود که دید خیلی شیر دوست دارد سریعا یک شیر را به جای ماه به پرچم دوخت و از آن زمان تا قبل از انقلاب شیر شد نماد ایران. اگر می خواهید بدانید چطوری به فرانسه نگاه کنید که نشانش خروس است. آن زمان نشان ما شیر بوده است!
شاه طهماسب هم یک خورده در این واقعه اختلال ایجاد کرد و چون فکر می کرد که ماه حمل با نشان گوسفند خیلی پربرکت بوده است ( چون خودش متولد ماه حمل بوده است ) گوسفند را جایگزین شیر کرد. در بقیه آن دوران پرچم ایران یک پارچه سبز با مشان شیر و خورشید بود که شیر و خورشید انواع و اقسام حالات مختلف را در این دوران داشته اند. تا این که نادر ، شاه شد!
بعد از انقلاب مشروطه در مجلس برای مخالفت با روحانیون که اسفاده از عکس را حرام می دانستند نمایندگان شیر را نماد حضرت علی اعلام کردند. مشخص است که دیگر هیچ ایرانی جرئت نداشت با نشان حضرت علی مخالفت کند. حضرت علی هم که قربانش بروم یک شمشیر داشت به اسم ذوالفقار پس به دست شیر یک شمشیر هم داده شد. در همان زمانها هم بود که توسط پهلوی ها تاج به پرچم اضافه و برداشته می شد.
![]() این بود تا زمان پیروزی انقلاب ایران که پرچم این جوری شد.این پرچم را هم که می دانید توسط طولش یک و نیم برابر عرضش است. 22 بار الله اکبر در حاشیه ها دارد. یک هیئت 18 نفره این طرح را که توسط حمید ندیمی طراحی شده است تائید کرده اند.
![]() ![]() البته می توانید برای این که بفهمید این سه رنگ در پرچم ایران چقدر قدمت دارند به عکس روی این دیوار که از هخامنشی مانده است و به عنوان پرچم اهورا ( فروهر) الان در موزه لوور نگهداری می شود توجه کنید.
![]() این سه رنگ امروز جزئی از هویت ماست. در حقیقت پرچم ایران اگر هر احساسی به ایران داشته باشیم باز هم با وجود ما آمیخته شده است و همه ما را با این پرچم می شناسند. یک روز پرچم شیر و خورشید و امروز این پرچم در وجود ماست. متاسفانه در چند ساله اخیر به این پرچم و کلا پرچمهای ایران توهین هایی صورت گرفته است. اگر شد یک مطلب هم در آینده درباره آن خواهم نوشت. فقط یک چیز را فراموش نمی کنم. من ایران را دوست دارم! .........................................................................................................................................
فقط یه مشکلی الان دارم!!! درفش کاویانی عرضش ۵ متر بوده و طولش ۷ متر. اون زمان تو راهپیمایی ۲۲ بهمن کی اینو بلند میکرده؟!!!! بعدشم من چرا فکر میکردم داستان کاوه اهنگر هم مثل رستم افسانه بوده؟!!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 13:19 توسط کیارش |
|
|
دروغ.دروغ.وباز هم دروغ....
حالا برین بهش رای بدین. این تازه ۱٪ از دروغهاشه. میگن ایرانی رو باید زد تو سرش تا ساکت بشینه. خوب دارن میزنن تو سرمون. زمان جنگ خر میفرستادن رو مین که راه باز بشه. وقتی خره منفجر میشد خر دوم رو به رگبار هم میبستن نمیرفت. چون دیده بود.چون فهمیده بود این راه خطر داره براش. دیگه چشمهای خرهارو میبستن که نبینن چه بلایی سر خر قبلی اومده. اینا هم الان با این دروغها و امارهای غلط میخوان چشم مارو ببندن. که نبینیم ۴ سال پیش چه اشتباهی کردیم. .................... نرخ تورم سالیانه محاسبه میشه. نرخ تورم ۸۷ ۲۵٪شد. ولی این اقا به خاطر اینکه مردم رو خر کنه نرخ تورم ماهانه رو میگه خب همون پارسال که نرخ تورم شد ۲۵٪ تورم ماهانه حدود ۱۵٪ بوده.یعنی فرقی نکرده. اصلا میگیم حرفای این بابا درسته.وقتی یهو ۱۰٪ از نرخ تورم کم بشه نباید اثراتشو تو جامعه ببینیم؟؟؟؟؟؟ ................... کاش مردم ما اینقدر ساده و زودباور نبودند....... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 18:12 توسط کیارش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
موضوع وبلاگم عوض شد...
شاید با مطالبی که از این به بعد مینویسم همین 4 تا و نصفی بازدید کننده هم نداشته باشم. برام فرقی نمیکنه.واسه دل خودم مینویسم. |
| پیوندها |
|
HARRY-PATTER/ عليرضا شب نمناک دل نوشته های امید قرمز خون من پرسپولیس جون من دلم نوشت سوال و جواب ۩۞۩ اوهمیشه مانا ۩۞۩ پرسپولیس-کیارش |
|
RSS
|